Storyline
خانم مارگاریتا، یک زن از طبقه بالا، برای پسرش پابلو همسری از همان سطح اجتماعی میخواهد. اما او عاشق دختر خیاط است که به طور مخفیانه با کمک یک کشیش دوستش با او ازدواج میکند. این زوج باید همچنان با نقشههای نادرست مادرش مبارزه کنند، تا اینکه در یک حادثه ناگوار، پابلو ناتن همسرش را میکشد و مجبور به فرار به اروپا میشود. سالها میگذرد و پابلو از وجود یک پسر بیخبر است. وقتی او بالاخره برمیگردد، به لطف آن کودک، دوباره با عشق زندگیاش reunites و به طور قطعی به نقشههای شیطانی مادرش پایان میدهد.