Storyline
بانکدار گراهام لاولر متقاعد میشود که در معادن سیلور شیلد سرمایهگذاری کند و به عنوان رئیس انتخاب میشود، بدون اینکه بداند که ترویجدهندگان هریس، برنن و لستر کلاهبردار هستند. او از پسرش، تراور، که یک وکیل در یک شهر کوچک است، میخواهد به عنوان منشی به او بپیوندد. تراور به تقلب مشکوک میشود، به پدرش هشدار میدهد و پس از یک اختلاف به کار خود بازمیگردد. لستر، یکی از ترویجدهندگان، منشیاش، برندا ویری، را جذب و سپس رها میکند. وقتی شایعاتی درباره ناپایداری معدن به وجود میآید، ترویجدهندگان سعی میکنند تقصیر را به گردن لاولر بیندازند. با دانستن اینکه او مدارکی برای پاک کردن نامش دارد، آنها خدمتکارش را رشوه میدهند تا آنها را بدزدد. برندا، که به دنبال عدالت از لستر است، طرح را میشنود و به تراور اطلاع میدهد. خدمتکار لاولر، تامپسون، دستگیر میشود، اعتراف میکند و نام لاولر را پاک میکند که منجر به دستگیری هریس، برنن و لستر میشود.