Storyline
جک و دالی، خواهر و برادر، در غرب با هم زندگی میکنند. در روز تولد جک، دالی یک حلقه عجیب به او هدیه میدهد. آنها در آن شب به یک بال ماسک میروند و هر کدام لباس دیگری را پوشیدهاند. دالی که به عنوان یک مرد شناخته میشود، با بیگ بیل، یک دامدار جدید، ملاقات میکند و او یک سیگار به او پیشنهاد میدهد که دالی سعی میکند آن را بکشد. جک او را در حال ناراحتی میبیند و برای نجاتش میآید و به عنوان خواهر معرفی میشود. صبح روز بعد، جک برای بررسی دامهایش میرود. در حین سوارکاری از میان بوتههای مریم گلی، به یک خرگوش شلیک میکند و گلوله نزدیک جایی که یک دزد دام در حال انجام کار غیرقانونی است، فرود میآید. دزد دام و جک با هم ملاقات میکنند. دزد فکر میکند جک سعی کرده او را بکشد و درگیری آغاز میشود. جک کشته میشود.