Storyline
بانکدار ژول تافارد، یک مالیکار واقعی، یک مدیر پول زیرک است. او به خاطر یک کلاهبرداری ادعایی زندانی شده و محاکمهاش به نظر میرسد که دولت را نگران کرده است، کسانی که ممکن است از امور تافارد دور نباشند (پرونده الکساندر استاویسکی). او بدون هیچ مشکلی از زندان لا سانته فرار میکند و به نظر میرسد مقامات هیچ اقدامی برای پیدا کردن او نمیکنند... تحت نام مستعار گدئون، او به یک تعمیرکار ساده در یک فروشگاه گندوزی که توسط مادام ژنیسیه اداره میشود، تبدیل میشود، که اخلاقش به اندازهای مذهبی و افسانهای است. پسرش، هکتور ژنیسیه، جوانی احمق و بیهدف است که همسر جوانش، فرناند ژنیسیه، از این موضوع ناراحت است. اما مدت زیادی طول نخواهد کشید که گدئون مهارتهایش را در گسترش کسبوکار خانوادگی نشان دهد. تا کجا میتواند صعود گدئون ادامه یابد قبل از اینکه صدای تافارد در گدئون طنینانداز شود؟