Storyline
آقای مگو نامه هایش را می آورد و بروشوری برای "سالگرد 83 سالگی" یک فروشگاه باز می کند. مگو فکر می کند که بروشور نامه ای از مادرش درباره "سالگرد 83 سالگی" اوست و نگران می شود که شاید به اندازه کافی با مادرش وقت نگذرانده است. او به دیدن مادرش می رود تا برای زمان های از دست رفته جبران کند، اما وقتی به آنجا می رسد، مادر مگو چندان از تلاش های مگو برای کمک کردن خوشش نمی آید، مانند پختن یک گردگیر که فکر می کند شام بوقلمون است. بنابراین او از روانشناسی استفاده می کند تا در نهایت او را متقاعد کند که به خانه برگردد (حداقل تا سال آینده).