Storyline
اگی پس از درگذشت مادربزرگش دچار درد شدیدی میشود و اتحادی ندارد تا اینکه با عمهٔ خداش نزد او و پسرش لوئی میرود. اگی کلمهای حرف نمیزند و دردی که میکشد تصورناپذیر است و این تصویر با غم و اندوهی عمیق همراه است. لوئی و وا با او همنشین میشوند و عشق او به آشپزی بهزودی از طریق غم او به نمایش میرسد