Storyline
رالف برتون یک معدنچی است که به مدت چند روز در اثر فرورفتن معدن گرفتار می شود. وقتی از درز فرار می کند، می فهمد که بشریت در نبرد هسته ای از بین رفته است. به شهر نیویورک می رود و آنجا خالی می یابد. در ادامه با سارا کرندال همدم می شود و دوستی نزدیکی شکل می گیرد تا اینکه بنسون تیکر نیز به آن ها ملحق می شود. در این زمان تنش ها بین این سه نفر بالا می گیرد، به ویژه بین تیکر که سفیدپوست است و برتون که سیاه پوست است.