Storyline
دوست استوجها، کلاود، ماشین قدیمی و خرابش را به آنها میفروشد تا بتوانند شمپ، که به خاطر دنداندرد بیمار است، را به کمپ ببرند. ماشین کار نمیکند و به نظر میرسد که پسرها پول زیادی را از دست دادهاند، وقتی که یک جمعآورنده ماشین به صحنه میآید و پیشنهاد خرید آن را با قیمت بالا میدهد. کلاود از معامله عقبنشینی میکند و پول استوجها را برمیگرداند، فقط برای اینکه متوجه شود "جمعآورنده" یک دیوانه فراری است.