Storyline
کانستنس شاو، ستاره رقص برادوی، و جوزف ریونگتون رینولدز، یکی از طرفداران پرشور او، پس از اینکه او با نامزدش قطع رابطه میکند، ازدواج میکنند. کانی فکر میکند جوزف صاحب یک معدن طلاست، اما او در واقع به عنوان یک پرس کننده در یک فروشگاه والتی هتل کار میکند. وقتی همه متوجه میشوند او واقعاً چه کسی است، جوزف از تئاتر ممنوع میشود. وقتی او دوباره به طور غیرقانونی وارد میشود، از توطئهای برای منفجر کردن انبار مهمات مجاور مطلع میشود.