Storyline
این داستان درباره سه مرد است که به عنوان جراحان درختان کار میکنند و توسط یک پیرمرد ثروتمند برای پیدا کردن یک جفت برای درخت نارنگی نادرش استخدام میشوند. آنها به جزیره گرمسیری رهم-بوگی میروند تا درخت را پیدا کنند. وقتی به آنجا میرسند، توسط بومیها اسیر میشوند و در غیر این صورت باید با دختر زشت رئیس ازدواج کند. این مردان با درخت فرار میکنند و پس از یک درگیری با یک تمساح، با جایزه خود به دریا میروند.