Storyline
قاضی سختگیر پاریسی، گتَن (معروف به آقای حداکثر)، که در بیکاری بازنشستگی به سر میبرد، به تعطیلاتی در کنار دریا میرود. اما گابریل، راننده، به جای ماشین، به دخترش فکر میکند؛ گتَن و همسرش ناتالی در روستا گیر میکنند، جایی که در یک بیزتر کمدرآمد که توسط زندانیان خوشمشرب اداره میشود، پناه میگیرند. پس از شکستن یخ، آنها زمان فوقالعادهای را سپری میکنند، اما وقتی قاضی سعی میکند دوستان جدیدش را به اصلاح وادار کند، نزدیک شدن به افشاگری اجتنابناپذیر است...