Storyline
پادشاه لوئی یازدهم به عنوان یک فرد عادی در پاریس ظاهر میشود و به دنبال خیانتهایی است که مطمئن است در پادشاهیاش وجود دارد. در یک میخانه محلی، او شاعر جسور فرانسوا ویلون را میشنود که توضیح میدهد چرا او میتواند پادشاه بهتری باشد. پادشاه که هم عصبانی و هم کنجکاو است، عنوان بزرگسردار را به ویلون اعطا میکند. به زودی ویلون کارش را آغاز میکند و عاشق یک خانم دربار میشود، اما سپس باید برای فرار از اعدام زمانی که پادشاه به او پشت میکند، فرار کند.