Storyline
ارنؤ، تحت یک نام مستعار، به عنوان معلم موسیقی در یک مدرسه دخترانه تحت حمایت مادربزرگش، کنتس سزرمی، مشغول به کار میشود تا با یکی از دانشآموزان زیبا، مارتا، ملاقات کند که بعداً مشخص میشود دختر پسر طرد شده مادربزرگش است. کنتس با ازدواج این زوج جوان موافقت میکند، اما مارتا عاشق برادرزاده سرهنگ اورکنی، کالمَن میشود. در این میان، احساسات ارنؤ تغییر میکند و او با خواهر کالمَن، پیروسکا، آشنا میشود که او ترجیح میدهد با او ازدواج کند. سرهنگ، که ازدواج برنامهریزی شدهاش با کنتس سزرمی در جوانی توسط مادرش متوقف شده بود، از شنیدن این موضوع امتناع میکند.