Storyline
یادداشتهای یک زن سالخورده دوباره زنده میشود وقتی که او دفتر خاطراتش را دوباره میخواند. او جوانیاش را در انگلستان به یاد میآورد زمانی که با خواستگاری که والدینش مخالف بودند ازدواج کرد و با او به مرز وایومینگ نقل مکان کرد. آنها در آنجا زندگی سختی دارند و با کمبود، گرسنگی، حملات سرخپوستان و مرگ نوزادش مواجه میشوند. اگرچه در نهایت موفق به ادامه زندگی میشوند، شوهرش با زن دیگری درگیر میشود. حالا که او در بستر مرگ است، آیا بعد از ۴۰ سال او شوهرش را میبخشد؟