Storyline
کلای ویپل به جرم قتل فرماندار پس از یک حادثه مرتبط با یک سنجاق چشم گربهای محکوم میشود. ویپل به اعدام محکوم میشود، اما یک ذهنخوان به نام سایکیک جک معتقد است که او بیگناه است زیرا ویپل در زمان قتل هیپنوتیزم شده بود. این ذهنخوان قاضی را متقاعد میکند که به مرد محکوم یک محاکمه دوباره بدهد و او به دنبال شناسایی قاتل واقعی میرود، در این حین موفق میشود از وقوع یک قتل دوم جلوگیری کند.