Storyline
ادیت ماربری، صندوقدار تنها بانک گرینویل جانکشن است. یک غریبه به شهر میآید و ادیت به سرعت عاشق او میشود. پدرش او را از دیدن او منع میکند، اما ادیت مصمم است و در شب شهر را ترک کرده و به یک کلبه متروکه در طبیعت میرود، جایی که عاشقش را در کنار گروهی از خلافکاران پیدا میکند.