Storyline
جک ادموندز، یک جوان ثروتمند و خوشگذران، مدتی را در یک شهر کوچک کوهستانی سپری میکند، جایی که با دختر محلی به نام کپرایس تالبرت آشنا میشود و او را به آپارتمانش دعوت میکند. وقتی پدر کپرایس از این موضوع مطلع میشود - هرچند که هیچ اتفاقی نیفتاده - او مجبور میکند که این دو با هم ازدواج کنند و تازه عروس و داماد به خانه جک در شهر میروند. تنشهایی بین این دو به وجود میآید زیرا جک هنوز از "ازدواج اجباری" ناراحت است و کپرایس متوجه میشود که نمیتواند در شهر بزرگ زندگی کند و میخواهد به خانه برگردد.