Storyline
جیم مایتلند آخرین سکهاش را در قمار در سالن قمار دو برابر از دست میدهد و به محض اینکه سالن بسته میشود، او به سراغ صاحبانش میرود و آنها را در نقطهای با اسلحه میزند. پس از این غافلگیری، آنها مایتلند را پیدا میکنند و کینو او را در دفاع از خود میکشد. کینو به وسایل او سرک میکشد و نامهای و یک گردنبند پیدا میکند؛ نامه ورود خواهر متوفی را اعلام میکند و گردنبند تصویری از دوریس مایتلند دارد. بنابراین، کینو به وین ریور میگوید که باید دروغهای زیادی بگویند. در ملاقات با دختر در زمان ورود کالسکه، کینو احساس مسئولیت میکند و به دوریس دروغی سفید میگوید که برادرش مرد خوبی بوده و "در یک حادثه معدنی کشته شده" و برای او کلبه و پولی به جا گذاشته است - و کینو کلبه خود را به دوریس میدهد. کینو و دوریس شروع به عاشق شدن میکنند. آنیتا، یک دختر سالن رقص، به شدت سعی میکند کینو را فریب دهد.