Storyline
فلو مدیر مدرسه پسرانه داو است (تعداد دانشآموزان: ۱۲). پسرها در زمان شام خیلی شلوغ میکنند، بنابراین او معاون محبوب اما سهلگیر را اخراج میکند. اما پسرها به طور مخفیانه بیرون میروند و او به آنها در فضای باز آموزش میدهد، تا اینکه فلو با شلنگ باغ به آنها حمله میکند و پسرها را به داخل یخچال میفرستد و در را قفل میکند. پس از یک ساعت، او یک سطل قهوه داغ به همراه معاون به داخل میفرستد، اما نردبانی که او استفاده میکند را برمیدارد و او را در آنجا تنها میگذارد. پس از یک ساعت دیگر، او موافقت میکند که تسلیم شود و فلو پسرها را آزاد میکند. او میرود، اما در این میان عشق شکوفا شده است.