Storyline
مری با جیمز ازدواج میکند، پس از اینکه برادرش لوک را رها میکند. خواهر مری به خانه میآید و به زودی جیمز عشقش را به او ابراز میکند. این شوک باعث مرگ مری میشود و دختر نوزادش را بیمادر میگذارد. لوک پیشنهاد میدهد که دختر را بزرگ کند. سالها بعد جیمز برمیگردد و سعی میکند دخترش را متقاعد کند که لوک، تنها پدری که او تا به حال شناخته، را ترک کند و با او بیاید.