خط داستانی
سایتز سالها به دختر کم سن و سال خود آزار رسانده است و پدری است که صاحب فرزندان نخستینش میباشد. او مجرم خشونت است و سوابق کیفری معتبری در کارنامه دارد. هنگامی که تانیا به دوست پسر جدیدش اعتماد میکند، او او را برای رفتن به پلیس متقاعد میکند. سیتز محکوم میشود و تهدید میکند تانیا را در دادگاه تا حد مردن کتک زند. تانیا و شوهرش مدتی ازدواج کردهاند و فرزندانی از روابط پیشین دارند؛ زمانی که پس از هفت سال تقدیر دوباره آنها را با خطر روبهرو میکند: آنها از سوی سیتز که بهزودی از زندان آزاد میشود تهدید به انتقام میشوند. تانیا و خانوادهاش بدون نتیجه به مقامات مراجعه میکنند. تنها در صورتی مداخله خواهند کرد که تهدیدی روشن وجود داشته باشد. اما آن وقت برایشان خیلی دیر است. خانواده با تهیه یک تفنگ دست به دست هم میدهند.