خط داستانی
ایلونا، یتیمی از خانوادهی ظالم پاکسولا، به خانهای برای کودکان مهاجر در هلسینکی میرسد و از آنجا به عنوان دخترخوانده در خانوادهی اورپانا زندگی میکند، جایی که او شروع به حل و فصل رابطهی بین ناتنیاش پنتی، که به خاطر جنگ معلول شده، و دوستدخترش ایرن میکند.