خط داستانی
اولگا آهرندت جوان تقریباً در تلاش برای خودکشی موفق شده بود. او از ناامیدی به خاطر زندگی miserable خود، خود را جلوی یک تراموا انداخت، ناامیدی که او با بسیاری دیگر در دوره پس از جنگ مشترک بود. خوشبختانه، مشاور خصوصی زاوربروخ در صحنه حادثه حضور دارد و پس از یک معاینه کوتاه، دستور میدهد که او به کلینیکش منتقل شود. زاوربروخ هم به عنوان استاد دانشگاه و هم به عنوان جراح کار میکند، پزشکی مشهور که نه تنها به بیمارانش از نظر جسمی کمک میکند بلکه به آنها آرامش روحی نیز میدهد. پس از اینکه اولگا آهرندت را به بیمارستانش میبرد، در حین معاینه متوجه میشود که تلاش او برای خودکشی به دلیل یک بیماری جسمی جدی است. او به طور فشرده از او مراقبت میکند بدون اینکه بیماران دیگرش را فراموش کند، به آنها اراده جدیدی برای زندگی میدهد، حتی اگر فقط از طریق یک داستان کوچک باشد. و او همچنین اولگا آهرندت را با موفقیت درمان خواهد کرد...