خط داستانی
زمانی که برهان در سنین جوانی پدرش را از دست میدهد، با ناظم پاشا که همکار پدرش بوده زندگی میکند. برهان که با دختر ناظم پاشا، نوزت، بزرگ شده، عاشق این دختر است اما به دلیل بیماری در پایش نمیتواند احساساتش را ابراز کند. ناظم پاشا قصد دارد دخترش را به رقیب، یک پزشک، ازدواج دهد. نوزت که به خاطر عشقش به برهان این ازدواج را نمیپذیرد، فداکاری بزرگی برای بهبودی برهان انجام میدهد.