خط داستانی
گونول یک خواننده مشهور و بسیار ثروتمند است. رئیس ثروتمند او، زکریا، نقشهای برای به دست آوردن پول او طراحی میکند. او با Mehmet، که به تازگی از زندان آزاد شده و بیکار است، ملاقات میکند و او را متقاعد میکند که کمک کند. طبق این نقشه، Mehmet باید گونول را عاشق خود کند و سپس پول او را بدزدد. Mehmet به طور ناخواسته این کار را قبول میکند تا هزینه عمل جراحی نوه ریزا دایی را پرداخت کند. او خود را به عنوان ارطغرول معرفی میکند و به هتلی که گونول در آن اقامت دارد، منتقل میشود. او با ظاهر خوبش موفق میشود گونول را جذب کند. درست زمانی که رابطه آنها به عشق تبدیل میشود، گونول هویت واقعی ارطغرول را کشف میکند. او تصمیم میگیرد او را آزمایش کند و بازیای پیشنهاد میدهد. او پیشنهاد میکند که تمام پولش را برای یک سرمایهگذاری به او بدهد. Mehmet این پیشنهاد را رد میکند و حقیقت را به گونول میگوید.