خط داستانی
پس از از دست دادن همسرش که برای دزدی ذغال به زندان رفت و در فرار کشته شد، پولینا و خانواده اش بدون پشتیبان می مانند برای بقا گروهی موسیقی محلی را تشکیل می دهند اما به زودی درمی یابد فرزندانش شایسته سرنوشتی بهترند و تصمیمی دریغ ناپذیر می گیرد تا جت را به عنوان راه فرار از کشور برباید و abroad برود... پانزده سال بعد پولینا از زندان آزاد می شود و می فهمد فرزندانش در جای جای کشور پراکنده اند