خط داستانی
دومینیک، یک دانشجوی پزشکی، در یک سینما کار میکند تا به دوستش سیمون لامبر، یک دانشجوی داروسازی، کمک کند. وقتی خانوادهاش از کار کردن او و داشتن یک دوست مطلع میشوند، رسوایی بزرگی در خانواده بورژواییاش به وجود میآید. پدرش او را به شدت طرد میکند. دومینیک به همراه سیمون در کلاس ششم زندگی میکند. از آن روز به بعد، او از یک شخصیت مرموز که خود را رماننویس معرفی میکند، بازدید میکند و به او در برآورده کردن نیازهای خانوادگیاش کمک میکند. دومینیک متوجه میشود که این شخصیت کسی جز پدرش نیست: او دیگر نمیفهمد.