خط داستانی
پس از ازدواج با راما، امجد در جامعه خود به یک فرد طردشده تبدیل میشود. هنگامی که او در یک یورش مجروح میشود، محاصره اعمال شده بر منطقه مانع از دریافت مراقبت مناسب شده و باعث نابینایی او میگردد. با وجود همسرش که تنها مایه تسلایش است، امجد و همسرش تصمیم میگیرند به طور غیرقانونی مهاجرت کنند تا به دنبال درمان باشند.