خط داستانی
با ژان-باتیست در جبهه، لویییز با کمک دایی پیر از بچه مراقبت میکند. نامههایی که از ژان-باتیست دریافت میکند او را نگران میکند، اما پیر بچه را با یک جعبه سربازان قلعهای سرگرم میکند. آن شب، بچه خواب میبیند که سربازانش دشمن را شکست میدهند و صبح روز بعد، ژان-باتیست خانواده را با بازگشتش غافلگیر میکند.