خط داستانی
یک تاجر ورشکسته، دینوس آپرگیس، به نامزدش اعتراف میکند که به خودکشی فکر میکند، اما ریتا، یک اپراتور تلفن فقیر که گفتوگو را شنیده، او را متوقف میکند. او به همراه دو دوست خوبش به اسکیاتوس میرود و خود را به عنوان دختر نیک پاپاس، تاجر نفت یونانی-آمریکایی معرفی میکند. وقتی پاپاس به جزیره برای تعطیلات با دوست دختر جذابش میتسی، نامزد سابق دینو، میآید، دینو که عاشق ریتا شده و میداند او به او دروغ میگوید، پیشنهاد میدهد که پاپاس با او مانند دختر واقعیاش رفتار کند. دروغها از هر دو طرف ادامه مییابد تا اینکه همه چیز تحت سایه عشق که در جایی که هیچکس نمیتوانست تصور کند، شکوفا میشود، آرام میگیرد.