خط داستانی
مارک شروین در حال رانندگی در یک جاده روستایی است که به کسی میرسد که در وسط جاده دراز کشیده است. او فکر میکند که این شخص به وسیله یک خودرو زده شده و متوقف میشود تا ببیند آیا میتواند کمک کند. اما در عوض، یک ضربه شدید به سرش از یک چماق میخورد. سپس او از کیف پول و ماشینش محروم میشود. چند دقیقه بعد، پس از اینکه کمی به خود میآید، به سمت یک مزرعه نزدیک میرود و بیهوش میشود.