خط داستانی
ولفرل، کارمند بانکی ۳۸ ساله، هنوز با مادر بسیار محافظهکارش، ماریا، در یک خانه زندگی میکند. پدرش جوزف که بهطور پنهانی قصد پایان دادن به ازدواج ریاکارانهشان را دارد و خواهرش ننرل معتقدند ولفرل باید مستقل شود، اما پسر مادرزاده از این سبک زندگی لذت میبرد. وقتی با آرایشگر آوا آشنا میشود و به او علاقهمند میشود، مادر حسودش هر کاری انجام میدهد، از جمله تقابل با یک اقدام خودکشی ساختگی، تا پسرش را نگه دارد...