خط داستانی
لایپزیگ، 1989. مارگارت، یک پانک جوان که مخالف رژیم آلمان شرقی است، در یک بیمارستان روانی بازداشت میشود. او رویای فرار برای پیوستن به مردی که دوستش دارد - یک موسیقیدان پانک به نام هاینریش - را در سر دارد. اگرچه روزهای رژیم ممکن است به پایان برسد، اما خبرچینهای استازی بیشتر از همیشه حضور دارند.