خط داستانی
یک جوان با استعداد در آوازخوانی نمیتواند راه خود را پیدا کند. او به عنوان رانندهای برای یک پاشا کار پیدا میکند و به طور تصادفی متوجه میشود که این پاشا در تلاش است تا پولهای خواهرزادهاش را که سرپرست اموالش است، بدزدد. او تصمیم میگیرد این دزدی را به دختری که به او علاقهمند شده است، فاش کند. او به او دروغ میگوید و از او فاصله میگیرد، اما با گذشت زمان متوجه میشود که عمویش در واقع از او دزدی میکند و در تلاش است تا او را به پسرش ازدواج دهد تا همه چیز را تصاحب کند. او دوباره به سوی معشوقش بازمیگردد و از این کار پشیمان است.