خط داستانی
لوئیز، که به او پونکتچن میگویند، و آنتون نزدیکترین دوستان هستند. پونکتچن، دختر یک جراح ثروتمند، در یک خانه بزرگ زندگی میکند. مادر او که بیشتر به دلایل روابط عمومی سفر میکند تا وظایف اجتماعی که ادعا میکند، هرگز به عنوان یک مادر در دسترس نیست. آنتون، پسر یک مادر مجرد و بیمار که در مشکلات مالی به سر میبرد، تمام تلاشش را میکند تا به او کمک کند. پونکتچن تصمیم میگیرد به تنها دوستش کمک کند و شروع به خواندن در مکانهای عمومی میکند. مشکلات زمانی پیش میآید که آنتون نمیتواند در برابر دزدی یک فندک طلایی مقاومت کند و زندگی مخفی پونکتچن توسط والدینش کشف میشود. دو خانواده مشکلدار در نهایت نیاز به اقدام را درک میکنند.